دانلود آهنگ حامد زمانی دلارام

دانلود آهنگ جدید حامد زمانی دلارام

شعر: سعدی, آهنگ: حامد زمانی, تنظیم کننده: نیما نورمحمدی

Download New Music Hamed ZamaniDelaram

حامد زمانی به نام دلارام با کیفیت عالی 320 و 128 به همراه متن آهنگ

حامد زمانی دلارام

متن آهنگ حامد زمانی به نام دلارام

بخت باز آید از آن در که یکی چون تو در آید
روی زیبای تو دیدن در دولت بگشاید
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
این ظرافت که تو داری همه دلها بفریبد
این لطافت که تو داری همه غمها بزداید
چشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند
پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید
نیشکر با همه شیرینی اگر لب بگشایی
پیش نطق شکرینت چو نی انگشت بخاید
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
مژده ای دل که کنون وقت وصال است
و غمت رو به زوال است
به عشاق بگویید ره وصل بپویید
که چهارم مه از آن چهارده ما
که عالم همه مجنون رخش
در طلبش نعره زنانند و
به دف رقص کنانند و
به دل خوف و رجا از کرم ساقی ما
طرد شده درد و
ز شوق قدمش سرو روان است و
چنین است و چنان است و قرار دو جهان است و
سپاهی ز غلامان به رهش جامه دریدند و
دل از خویش بریدند و به معشوق رسیدند و
همین مشغله ماست
که از عشق بمیریم و جز او یار نگیریم
با همه خلق نمودم خم ابرو که تو داری
ماه نو هر که ببیند به همه کس بنماید
دل به سختی بنهادم پس از آن دل به تو دادم
هر که از دوست تحمل نکند عهد نپاید
گر حلالست که خون همه عالم تو بریزی
آن که روی از همه عالم به تو آورد نشاید
چشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند
پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
باز نیابد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل شدیم
پرده بر انداختی کار به اتمام رفت
مه ننماید به روز چیست که در خانه تافت
سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت
گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی
حاصل عمر آن دم است باقی ایام رفت
دل و دینم به فدای قد و بالای نگاری
که همی بنده نواز است و حقیقت نه مجاز است
چه بگویم که چنین قصه دراز است
جهانی به درش غرق نیاز است
نماز است جواز است به دلم سوز و گداز است
منم آن منم آن منم آن ریزه خور خوان کریمش
که به کس کار ندارم به جز آن یار ندارم
به کسی کار ندارم ثمنی غیر دلم بر سر بازار ندارم
من نالایق ناقابل نالان چه کنم
با همه درماندگی و دوری و شرمندگی و بندگی و بی ثمری
پیش همان شه که کریم است و رحیم است و همان یار قدیم است
جهانگیر جهاندار و به دل دلبر و دلدار و
وفادار و هوادار و بهین سرور و سردار و
کس و کار و به دل یار و جهانی به کرم هاش بدهکار و
چه میشد دل غم دیده ی من را بشود باز خریدار

برچسب ها

مطالب مرتبط